آخرین اخبار : 

دلایل افزایش و کاهش جمعیت در ایران

www.atregoleyas.ir

در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی ایران که جو حمایت از مستضعفین داغ بود، آیت‌ا… خسروشاهی در سخنانی امیدوارکننده اعلام کرد؛ اولویت واگذاری زمین به خانواده‌های معیل و پرجمعیت است.

این سخنان چنان تأثیرگذار شد که جمعیت ایران ظرف دو دهه سال‌های ۵۸ تا ۷۸ تقریباً به دو و نیم برابر رسید و شعار بیست ساله حکومت پهلوی که فرزند کمتر زندگی بهتر بود به باد فنا رفت.

با افزایش تورم و گرانی اجناس ضروری از جمله مواد غذایی و بهای مسکن، سن ازدواج بالا رفت و میانگین سن ازدواج جوانان از ۲۲ سال به ۲۷ و نهایتاً به ۳۲ سال رسید. با افزایش نرخ بیکاری، اعتیاد و تورم ماه به ماه آمار طلاق رو به افزایش گذاشت و آمار ازدواج رو به کاهش.

این مسایل اقتصادی ترسی در جوانان به ویژه جوانان بیکار ایجاد کرد که ازدواج دردسرآفرین است و مسئولیتی ایجاد می‌کند که اگر به لحاظ اختلافات، زنان موفق به حکم طلاق شوند قادر به پرداخت مهریه نیستند و می‌باید سختی زندان را تحمل کنند.

و اما عدم رغبت به ازدواج و بالا رفتن سن به ویژه برای دختران مشکلاتی به وجود آورد که توجه به آنها یافتن یکی از دلایل کاهش جمعیت است.

نخست اینکه بالا رفتن سن ازدواج در زنان احتمال بارداری را بر اساس نظر پزشکان و تجربیات آنها کاهش می‌دهد. مضافاً اینکه برای بچه‌داری چندان حوصله‌ای ندارند و اگر شاغل باشند دردسرشان مضاعف است.

دو دیگر آنکه پرهیز از حاملگی بعد از ازدواج تا ۵ الی ۶ سال تقریباً یک عرف و عادت شده است که معمولاً پس از گذشت این سال‌ها گاهی تا ۷۰ درصد شانس حاملگی را کاهش می‌دهد. و اگر تمایل شدیدی برای بچه‌دار شدن باشد هزینه‌های درمانی گزافی می‌طلبد که تأمین آن از عهده اکثریت مزدوجین برنمی‌آید.

مختصر مطالب فوق‌الذکر که بیشتر جنبه اقتصادی دارند هر چند از شروط لازم برای کاهش جمعیت تلقی می‌شوند، اما شرط کافی نیستند.

شرط کافی مسایل فرهنگی‌اند و باورهایی که در گذشته برای بچه‌دار شدن و حتی معیل بودن در فرهنگ گفتاری و رفتاری مردم ما بوده و اینک بر اثر تبلیغات درست و یا غلط این فرهنگ و باور دینی رو به ضعف و کاهش گذاشته است.

اهم هدفگذاری‌های تبلیغاتی را می‌توان مختصراً چنین یادآور شد:

یکم تبلیغات و تحلیل‌های مغرضانه و بعضاً دشمنانه مخالفین انقلاب در خارج از کشور اعم از دشمنان مهاجر و یا شبکه‌های رسانه‌ای اجاره‌ای وابسته به دستورات و اوامر شبکه‌های تبلیغاتی ضد اسلام و ایران است که به گونه دلسوزانه و فریبکارانه‌ای زندگی بهتر و بی‌دردسر را در سایه مسئولیت‌ناپذیری مدنی و حتی مخالفت با قوانین مدنی در ایران تبلیغ می‌کنند و با دلایلی اقتصادی جوی ایجاد می‌کنند که هر جوان شاغل یا بیکاری اولاً از ازدواج می‌ترسد و دوم آنکه به شدت از بچه‌دار شدن هراس دارد. مثلاً عنوان می‌کنند وقتی دولت قادر نیست از پس تحریم‌ها برآید و نرخ سرانه ملی را افزایش دهد و درآمدها با هزینه‌ها همخوانی ندارد، چه اصراری به رشد افزایش جمعیت دارد.

اینگونه تبلیغات هر چند به ظاهر منطقی می‌نماید اما در خفا و در نهان این جوسازی‌ها پیر شدن جمعیت ایران را به دنبال دارد که کم‌کم نمودار آن رو به افزایش است و اگر کشوری گرفتار چنین بلیه‌ای شود مجبور می‌شود برای در اختیار داشتن نیروی کار و سربازانی که بتوانند از مرزهای کشور دفاع کنند و یا در ایجاد امنیت مؤثر باشند، مهاجرپذیر شود و از طریق مهاجرین جمعیت کشور را افزایش دهد که مصیبتی دیگر به دنبال دارد و بحث معضل یا مجمل آن در کوتاه‌نوشتار نمی‌گنجد.

البته ناگفته نماند که ناتوانی بعضی از مدیران و عدم تشخیص آنان در سخن‌ها و گفته‌هایشان نیز آنچنان تأثیرگذار است که بعضاً عده‌ای به خود حق می‌دهند حداقل دو یا یک بچه داشته باشند و نه بیشتر.

به عنوان مثال؛ اینکه گفته شد فقط تا دو بچه می‌توانند از دریافت یارانه برخوردار شوند و یا بچه‌های جدید نباید یارانه بگیرند.

هر چند آقای احمدی‌نژاد رسماً اعلام کرد دولت برای تولد هر نوزاد مبلغ یک میلیون تومان پرداخت می‌کند، این سخن تأثیر چندانی نداشت زیرا نه آن مبلغ پرداخت شد و نه بحث آن ادامه یافت.

طرح مسایلی از قبیل: کو کار، کو هزینه تحصیلات، کو شیر خشک با قیمت مناسب و کو فلان و بهمان هم به این جو کمک کرد تا رشد جمعیت در ایران کاهش یابد.

شرایط زیست‌محیطی از جمله آلودگی هوا، دور شدن از طبیعت، خستگی ناشی از صحنه‌های خشونت‌آمیز جنگ در جهان که به بعضی از ناامنی‌ها دامن می‌زند، مسأله مهاجرت که بسیاری از جوانان تحصیلکرده برای ادامه تحصیلات و یا یافتن شغلی مناسب به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند و روز به روز تعداد مهاجرین رو به افزایش بوده است، همه و همه در کاهش رشد جمعیت تأثیرگذار بوده است.

و اما بعد.

اینک که همگان به این نتیجه رسیده‌اند که باید برای افزایش جمعیت اقدامی عاجلانه کرد و بعید نیست آقایان مراجع و علما برای آن حکم شرعی دهند و تکلیف دینی ایجاد نمایند هم باید به لحاظ اقتصادی حمایت‌های تشویقی را قانونی کرد و هم به لحاظ فرهنگی، مشکلات آینده کشور را از عدم نیروهای کار و جوان به اطلاع مردم رساند. زیرا همه می‌دانیم که معمولاً خانواده‌های عیالوار و پرفرزند زیر خط فقری‌ها هستند؛ در گذشته‌های دور و دورتر هم این چنین بوده است. اما توسعه علمی و فرهنگی به همراه توسعه اقتصادی انتظارات را به گونه‌ای بالا برده است که همه به سادگی می‌پذیرند از زیر مسئولیت‌های طاقت‌فرسا بیرون آیند و یا زیر بار آن نروند. زیرا در گذشته والدین فرزندان را نان‌آور خانواده می‌دانسته‌اند اما اینک آنها را سربار زندگی خودشان تلقی می‌کنند چون فرزندسالاری هزینه‌های گزافی را به آنها تحمیل کرده است. از هزینه‌های خورد و خوراک و خواب گرفته تا هزینه‌های تحصیلی، رفت و آمد، هزینه تأمین بهداشت، مسکن، تفریح و گردش و غیره.

آنچه امروز در کشورهایی نظیر آلمان، اتریش و بعضی کشورهای دیگر اروپایی برای رشد و افزایش جمعیت عملاً اقدام می‌شود تقبل دولت برای تأمین هزینه و مخارج هر فرزند جدید تا سن ۱۸ سالگی است که هزینه‌های غذایی، بهداشتی، تحصیلی و مواردی دیگر را در برمی‌گیرد.

این طرح بیشتر با اقبال مهاجرین بویژه مهاجرین مسلمان روبه‌رو شده است به نحوی که پیش‌بینی می‌شود ظرف ۱۵ سال آینده جمعیت مسلمانان در کشورهای اروپایی به ویژه آلمان و اتریش به سه برابر جمعیت فعلی برسد.

دولت ما هم اگر به دنبال راهکار اجرایی است راهی جز این ندارد که حمایت‌ها و یارانه‌های تشویقی اعلام کند و از طریق رسانه‌های جمعی به ویژه از طریق رسانه ملی و مطبوعات مسایل و مشکلات جمعیت پیر را به اطلاع مردم برساند و یادآور شود که دیگر کشورهای اسلامی که از داعشی‌ها، وهابی‌ها، تکفیری‌ها، طالبان‌ها حمایت می‌کنند همگی از طریق جوسازی‌های به اصطلاح دینی‌شان مدام مردم را به تولید فرزند بیشتر تشویق می‌کنند زیرا آنها از جمعیت بیشتر برای جنگ‌افروزی و عملیات انتحاری استفاده می‌کنند و نیروی کاری که دستمایه زحماتشان را نثار آنان کنند، در واقع این هدف یک فاجعه انسانی را نوید می‌دهد که تجربه گذشته یادآور اتفاقات آینده است و آینده خوبی از این فجایع برای کشورهای اسلامی انتظار نمی‌رود.

امید که دولت و مردم ما به این مهمات توجه بیشتری داشته باشند و با روشن‌بینی و واقع‌بینی بتوانیم هم فرزندان کافی و لازم برای آینده تأمین کنیم و هم فرزندان سالم، کارآمد و دانا و باهوشی داشته باشیم که با الهام از معتقدات دینی و مذهبی همچنان استوار و پای برجا در حفظ ارزش‌ها و حراست از مرزهای کشور و انقلاب آمادگی لازم را داشته باشند و نیز در تدارک جذب سرمایه‌هایی باشیم که بتواند امکانات ایجاد شغل را برای آنان فراهم نماید. امید که چنین شود.

محمد عسلی

سردبیر روزنامه عصر مردم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار